پول – داستان بسیار زیبا و پند آموز

vote
Article Rating
داستان بسیار زیبا و پند آموز-پول
برداشت پول
داستان آموزنده:

کارت بانکی رو به فروشنده دادم و باخیال راحت منتظر شدم تا کارت بکشه ، ولى در کمال تعجب ، دستگاه پیام داد :

“موجودى کافى نمیباشد ! “امکان نداشت ، خودم میدونستم که اقلا سه برابر مبلغى که خرید کردم در کارت بانکی پول دارم، با بیحوصلگى از فروشنده خواستم که دوباره کارت بکشه و این بار پیام آمد:
“رمز نا معتبر است”
این بار فروشنده با بیحوصلگى گفت:
آقا لطفا نقداً پرداخت کنید ، پول نقد همراهتون هست؟….فکر کنم کارت بانکی تون رو پیش موبایلتون گذاشتین کلاً سوخته

در راه برگشت به خانه مرتب این جمله ى فروشنده در سرم صدا میکرد
“پول نقد همراهتون هست”؟……..

خدایا ما در کارت اعمالمان کارهاى بسیارى داریم که به امید آنها هستیم مثلا عبادتهایى که کردیم ، دستگیرى ها و انفاق هایى که انجام دادیم و ….
نکند در روز حساب و کتاب بگویند موجودى کافى نیست ، ما متعجبانه بگوییم :
مگر میشود ؟ این همه اعمالى که فکر میکردیم نیک هستند و انجام دادیم چى شد؟؟؟؟
و بگویند اعمالتان را در کنار چیزهایى قرار دادید که کلاً سوخت و از بین رفت … کنار بخل کنار حسد ، کنار ریا ، کنار بى اعتمادى به خدا ، کنار دنیا دوستى و …..
نکند از ما بپرسند نقد با خودت چه آورده اى ؟ و ما کیسه مان تهى باشد ، دستمان خالى ….
خدایا از تمام چیزهایى که باعث از بین رفتن اعمال نیکمان میشود به تو پناه میبریم که :
اِن َنفس َلاماره باالسوأ اِلآ ما رَحِمَ ربى

مطب پیشنهادی :
مدت زمانی که انسان می تواند در دیگر سیارات زندگی کند / ویدئو

 

برای خواندن داستان های جذاب و آموزنده با ما همراه باشید.
vote
Article Rating

نوشته های مشابه

دنبال کردن نظرات این مطلب
باخبر شدن از
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
دکمه بازگشت به بالا