خانه / خواندنیها / این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان سرزمینم

این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان سرزمینم

این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان سرزمینم

مجله اینترنتی زردآلو(zardalooo.ir)

زنی را میشناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق میخواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست

زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد:
چه کس موهای طفلم را
پس از من میزند شانه؟

زنی با تار تنهایی
لباس تور میبافد
زنی در کنج تاریکی
نماز نور میخواند

زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست
نگاه سرد زندانبان

زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر

زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمیداند

زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی ، چه بد بختی

زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی میخندد و میگوید
که دنیا پیچ و خم دارد…

تقدیم به بانوان عزیز سرزمینم

 

این شعر زیبا تقدیم به همه بانوان سرزمینم

مطلب پیشنهادی

داستان خیلی از زندگی های امروزی ،حتما بخوانید!!!

داستان خیلی از زندگی های امروزی ،حتما بخوانید!!! ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺧﺴﺘﻪ ﺷﺪیمﺗﻘﺮﯾﺒﺎ …

2
دیدگاه بگذارید

avatar
2 Comment threads
0 Thread replies
1 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
2 Comment authors
حمید رادفهیمه نویسندگان نظرات اخیر
  دنبال کردن نظرات این مطلب  
جدیدترین قدیمی ترین بیشتر رای دادند
باخبر شدن از
فهیمه
مهمان
فهیمه

شعر خیلی زیبایی بود چون در وصف من بود. من گریزان از زندگی ام هستم ولی بخاطر بچه هام با لبخندی تصنعی به زندگی ادامه میدم به امید بزرگ شدن بچه هام آرزو دارم زمان به سرعت بگذره و بچه هام بزرگ شن و من یه خواب ابدی راحت داشته باشم